تبليغاتX
masoodexe

masoodexe

هر که منظور خود از غير خدا مي طلبد او گدايي است که حاجت ز گدا مي طلبد

مايکروسافت در کشور انگلستان

مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در کشور انگلستان

 

 

 

مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد ...
*
مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم ...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...
*
مرکز : روي آيکن
My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
*
مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم .
مرکز : ميشه لطفاً روي
Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي !
*
مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم . هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...
*
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم ...
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري
: نه.

*

مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس
Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.
*
مرکز : و الآن
F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه .
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد
F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته ...
*
مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه .
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم .
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد .
مشتري : باشه .
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!
*
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک
a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست .
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
*
يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه ...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا
ستاره.

*

مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري :
Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست .
مشتري : اوه، ببخشيد ...
Internet Explorer
*
مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک
Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه !
*
مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي
Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟
*
مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم .
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف
a رو دارم، اما چطوري دورش دايره
بذارم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 18:21  توسط مسعود  | 

نصب Windows Media Player11 و Internet Explorer 7

اول - از منوي Start گزينه Run رو انتخاب كنيد و در اون عبارت Regedit رو تايپ كنيد.
در پنجره‌ي باز شده از منوي edit گزينه find رو انتخاب كنيد و عبارت oobetimer رو تايپ كنيد و اون رو جست و جو كنيد.

دوم - در قسمت راست پنجره يك عبارت به عنوان OOBETimer انتخاب ميشه، روي اون راست كليك كنيد و گزينه Modify رو انتخاب كنيد، در پنجره باز شده تمام نوشته‌ها رو پاك كنيد تا فقط چهار‌تا صفر بمونه بعد پنجره رو OK كنيد و از Regditor خارج بشين.

سوم - دوباره Run رو باز كنيد و عبارت زير رو درون اون تايپ كنيد :

%systemroot%\system32\oobe\msoobe.exe /a

بعد از اجراي اين خط صفحه‌اي باز ميشه در اون صفحه گزينه دوم يعني :
yes, i want to telephone a customer service represantative to activate windows
رو انتخاب كنيد و Next رو بزنيد.
در صفحه‌ي باز شده دكمه Change product key رو بزنيد و در صفحه جديد كد زير رو وارد كنيد :

B7R7P - J63JP - 2J7VH - W3TDJ - PDP7T

بعد دكمه Update رو بزنيد، و در صفحه‌ي جديد دكمه Rmaind Me later رو بزنيد.

حالا هر برنامه‌اي رو كه ميخوايد نصب كنيد... موفق باشيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 17:45  توسط مسعود  | 

نامه چارلي چاپلين

ممکنه خيلي از شما پيش از قبلا اين نامه را خوانده باشيد اما نامه به حدي زيباست که هرچي بخونيد از خوندن اون سير نمي شويد و پي به شخصيت والاي چارلي چاپلين ميبريد ................
چارلي چاپلين يکي از نوابغ مسلم سينماست . او در زماني که در اوج موفقيت بود با "اونا اونيل" ازدواج کرد و از او صاحب 7 يا 8 بچه شد ولي فقط يکي از اين بچه ها که ژرالدين نام دارد استعداد بازيگري را از پدرش به ارث برده و چند سالي است که در دنياي سينما مشغول فعاليت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زيادي رسيده و در محافل هنري روي او حساب مي کنند .
چندين سال پيش وقتي ژرالدين تازه مي خواست وارد عالم هنر شود ، چارلي براي او نامه اي نوشت که در شمار زيبا ترين و شور انگيزترين نامه هاي دنيا قرار دارد و بدون شک هر خواننده يا شنونده اي را به تفکر وادار مي کند.

ژرالدين دخترم:
اينجا شب است، يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بي سلاح خفته اند.
نه برادر و نه خواهر تو و حتي مادرت ، بزحمت توانستم بي اينکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم ، خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن، به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم . من از توخيلي دورم، خيلي دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمان من دور کنند.
تصوير تو آنجا روي ميز هست . تصوير تو اينجا روي قلب من نيز هست. اما تو کجايي؟ آنجا در پاريس افسونگر بر روي آن صحنه پر شکوه "شانزليزه" ميرقصي . اين را ميدانم و چنانست که گويي در اين سکوت شبانگاهي ، آهنگ قدمهايت را مي شنوم و در اين ظلمات زمستاني، برق ستارگان چشمانت را مي بينم.
شنيده ام نقش تو در نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ايراني است که اسير خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستي گلهايي که برايت فرستاده اند تو را فرصت هشياري داد، در گوشه اي بنشين ، نامه ام را بخوان و به صداي پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم، ژرالدين من چارلي چاپلين هستم . وقتي بچه بودي، شبهاي دراز به بالينت نشستم و برايت قصه ها گفتم . قصه زيباي خفته در جنگل ،قصه اژدهاي بيدار در صحرا، خواب که به چشمان پيرم مي آمد، طعنه اش مي زدم و مي گفتمش برو .
من در روياي دختر خفته ام . رويا مي ديدم ژرالدين، رويا.......
روياي فرداي تو ، روياي امروز تو، دختري مي ديدم به روي صحنه، فرشته اي مي ديدم به روي آسمان، که مي رقصيد و مي شنيدم تماشاگران را که مي گفتند: " دختره را مي بيني؟ اين دختر همان دلقک پيره .
اسمش يادته؟ چارلي " . آره من چارلي هستم . من دلقک پيري بيش نيستم. امروز نوبت تو است. برقص. من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصيدم ، و تو در جامه حرير شاهزادگان مي رقصي . اين رقص ها ، و بيشتر از آن ، صداي کف زدنهاي تماشاگران ، گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهي نيز بروي زمين بيا ، و زندگي مردمان را تماشا کن.
زندگي آن رقاصگان دوره گرد کوچه هاي تاريک را ، که با شکم گرسنه ميرقصند و با پاهايي که از بينوايي مي لرزد . من يکي ازاينان بودم ژرالدين ، و در آن شبها ، در آن شبهاي افسانه اي کودکي هاي تو ، که تو با لالايي قصه هاي من ، به خواب ميرفتي، و من باز بيدار مي ماندم در چهره تو مي نگريستم، ضربان قلبت را مي شمردم، و از خود مي پرسيدم: چارلي آيا اين بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟
............. تو مرا نمي شناسي ژرالدين . در آن شبهاي دور، بس قصه ها با تو گفتم ، اما قصه خود را هرگز نگفتم . اين داستاني شنيدني است‌:

داستان آن دلقک گرسنه اي که در پست ترين محلات لندن آواز مي خواند و مي رقصيد و صدقه جمع مي کرد .اين داستان من است . من طعم گرسنگي را چشيده ام . من درد بي خانماني را چشيده ام . و از اينها بيشتر ، من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسي از غرور در دلش موج مي زند ، اما سکه صدقه رهگذر خودخواهي آن را مي خشکاند ، احساس کرده ام.
با اينهمه من زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند نبايد حرفي زد . داستان من به کار تو نمي آيد ، از تو حرف بزنيم . به دنبال تو نام من است:چاپلين . با همين نام چهل سال بيشتر مردم روي زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند ، خود گريستم .
ژرالدين در دنيايي که تو زندگي مي کني ، تنها رقص و موسيقي نيست .
نيمه شب هنگامي که از سالن پر شکوه تأتر بيرون ميايي ، آن تحسين کنندگان ثروتمند را يکسره فراموش کن ، اما حال آن راننده تاکسي را که تورا به منزل مي رساند ، بپرس ، حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولي براي خريدن لباس بچه اش نداشت ، چک بکش و پنهاني توي جيب شوهرش بگذار . به نماينده خودم در بانک پاريس دستور داده ام ، فقط اين نوع خرجهاي تو را، بي چون و چرا قبول کند . اما براي خرجهاي ديگرت بايد صورتحساب بفرستي .
گاه به گاه ، با اتوبوس ، با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن، و دست کم روزي يکبار با خود بگو :" من هم يکي از آنان هستم ." تو يکي از آنها هستي - دخترم ، نه بيشتر ،هنر پيش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پاي او را نيز مي شکند .
و وقتي به آنجا رسيدي که يک لحظه ، خود را برتر از تماشاگران رقص خويش بداني ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولين تاکسي خود را به حومه پاريس برسان . من آنجا را خوب مي شناسم ، از قرنها پيش آنجا ، گهواره بهاري کوليان بوده است . در آنجا ، رقاصه هايي مثل خودت را خواهي ديد . زيبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرورتر از تو . آنجا از نور کور کننده ي نورافکن هاي تآتر " شانزليزه " خبري نيست .
نور افکن رقاصگان کولي ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آيا بهتر از تو نمي رقصند؟

اعتراف کن دخترم . هميشه کسي هست که بهتر از تو مي رقصد .
هميشه کسي هست که بهتر از تو مي زند .و اين را بدان که درخانواده چارلي ، هرگز کسي آنقدر گستاخ نبوده است که به يک کالسکه ران يا يک گداي کنار رود سن ، ناسزايي بدهد .
من خواهم مرد و تو خواهي زيست . اميد من آن است که هرگز در فقر زندگي نکني ، همراه اين نامه يک چک سفيد برايت مي فرستم .هر مبلغي که مي خواهي بنويس و بگير . اما هميشه وقتي دو فرانک خرج مي کني ، با خود بگو : " دومين سکه مال من نيست . اين مال يک فرد گمنام باشد که امشب يک فرانک نياز دارد ."
جستجويي لازم نيست . اين نيازمندان گمنام را ، اگر بخواهي ، همه جا خواهي يافت .
اگر از پول و سکه با تو حرف مي زنم ، براي آن است که ازنيروي فريب و افسون اين بچه هاي شيطان خوب آگاهم، من زماني درازمدتي در سيرک زيسته ام، و هميشه و هر لحظه، بخاطر بند بازاني که از روي ريسماني بس نازک راه مي روند، نگران بوده ام، اما اين حقيقت را با تو مي گويم دخترم : مردمان بر روي زمين استوار، بيشتر از بند بازان بر روي ريسمان نا استوار ، سقوط مي کنند . شايد که شبي درخشش گرانبهاترين الماس اين جهان تو را فريب دهد .آن شب، اين الماس ، ريسمان نا استوار تو خواهد بود ، و سقوط تو حتمي است .
شايد روزي ، چهره زيباي شاهزاده اي تو را گول زند، آن روز تو بند بازي ناشي خواهي بود و بند بازان ناشي ، هميشه سقوط مي کنند .
دل به زر و زيور نبند، زيرا بزرگترين الماس اين جهان آفتاب است و خوشبختانه ، اين الماس بر گردن همه مي درخشد .......
.......
اما اگر روزي دل به آفتاب چهره مردي بستي ، با او يکدل باش ، به مادرت گفته ام در اين باره برايت نامه اي بنويسد . او عشق را بهتر از من مي شناسد. و او براي تعريف يکدلي ، شايسته تر از من است . کار تو بس دشوار است ، اين را مي دانم .
به روي صحنه ، جز تکه اي حرير نازک ، چيزي بدن ترا نمي پوشاند . به خاطر هنر مي توان لخت و عريان به روي صحنه رفت و پوشيده تر و باکره تر بازگشت . اما هيچ چيز و هيچکس ديگر در اين جهان نيست که شايسته آن باشد که دختري ناخن پايش را به خاطر او عريان کند .
برهنگي ، بيماري عصر ماست ، و من پيرمردم و شايد که حرفهاي خنده دار مي زنم .

اما به گمان من ، تن عريان تو بايد مال کسي باشد که روح عريانش را دوست مي داري.

بد نيست اگر انديشه تو در اين باره مال ده سال پيش باشد . مال دوران پوشيدگي . نترس ، اين ده سال ترا پير تر نخواهد کرد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 18:28  توسط مسعود  | 

روشن شدن خودکار کامپيوتر در ساعتی معین

کامپيوتر را روشن کنيد و دو سه باردکمهDeletروي کيبورد را فشار دهيد. وارد محيط setup شويد. بعد بدنبال گزينه Power Management Setup بگرديد. حالا گزينه PWron/Resume by alarm را پيدا كنيد.



گزينه فوق را زا حالت غير فعال به فعال تغيير دهيد. حالا گزينه date alarm در زير فعال شده و مي توانيد تاريخ خود را ثبت كنيد. زمان را مي توانيد با گزينه Time alarm ثبت نماييد.

با فشردن كليد F10 و ذخيره اطلاعات و تغييرات كامپيوتر خود را خاموش كنيد و فقط سيم برق كامپيوتربه پريز باشد حال در تاريخ و تايم مورد نظر شما كامپيوتر بصورت اتوماتيك روشن ميشود.
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 14:7  توسط مسعود  | 

سیر تکاملی دخترا

سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟
 
ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم

سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ...
 
نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي

سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان
 
خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن

سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي
 
شده ... کوران حوادث

سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي
 
پاشون رو هم نگاه نمي کنن

سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن
 
اون يه آدم به تمام معناست

سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور
 
و کچلي مي گيره ... مي دونم

سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط

سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه
 
، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي
 
نباشه

سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن

سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ،
 
فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه

سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن
 
ميخواد باشه ، باشه

سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله

سن 27 سالگي : آخيش

سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 19:12  توسط مسعود  | 

گربه ي شماعي زاده

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 20:4  توسط مسعود  | 

قرار دادن تصویر در زمینه ی نوار ابزار Explorer و IE





برنامه ی Registry Editor را اجرا کنید .
مسیر زیر را دنبال نمایید :

کد:
HKEY_CURRENT_USER\Software\Microsoft\Internet Explorer\Toolbar

دو متغیّر String با نام های BackBitmapShell و BackBitmapIE5 بسازید و مسیر تصاویر مورد نظر خود را در آن ها تایپ نمایید .

مثلا :

کد:
C:\WINDOWS\FeatherTexture.BMP

چند نکته :

1 . متغیر BackBitmapShell به Explorer مربوط میشه و متغیر BackBitmapIE5 به Internet Explorer
2 . تصویر مورد نظر حتما باید دارای پسوند BMP یا GIF باشد .
3 . در هنگام تایپ ، پسوند عکس مورد نظرتان را فراموش نکنید
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 19:47  توسط مسعود  | 

نصب ویندوز XP با تمام برنامه های مورد علاقه و تمام تنظیمات دلخواه ، در کمتر از 4 دقیقه !!!!!

شما با نرم افزار Norton Ghost می توانید این کار را انجام دهید ...

----------------------------------------------------

دانلود مقاله ی آموزشی نرم افزار Norton Ghost ( تصویری )

----------------------------------------------------

دانلود نرم افزار تحت داس Norton Ghost ( من ترجیح دادم که نسخه تحت داس این نرم افزار رو توضیح بدم ، پس حتی اگر بر روی سیستمتون ویندوز نباشه ، می تونید از این نرم افزار استفاده کنید )

----------------------------------------------------

دانلود نرم افزاری که دیسکت بوت ویندوز 98 می سازه ( اینکه به چه درد می خوره در مقاله ی آموزشی به طور کامل توضیح داده شده )

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 19:41  توسط مسعود  | 

آموزش

همونطور که می دونید میشه از طریق رجیستری درایو یا درایو هایی رو مخفی کرد ...

اما یه مشکل داره !

مشکلش اینه که اگه کسی توی Address Bar اسم اون درایو رو تایپ کنه و از روی کیبرد کلید Enter
رو فشار بده ، به راحتی واردش

میشه !!!

برای حل این مشکل بزرگ چه باید کرد ؟

وارد محیط ویرایش رجیستری شوید و به مسیر زیر بروید :

کد:
HKEY_CURRENT_USER\Software\Microsoft \Windows\CurrentVersion\Policies\Explorer

و یک متغیر از نوع DWORD با نام NoViewOnDrive بسازید و آن را مقدار دهی نمایید ...

نکته : در نامگذاری متغیر به حروف کوچک و بزرگ دقت کنید .

روش مقدار دهی :

مقدار 1 را برای درایو A
2 برای درایو B
4 برای درایو C
8 برای درایو D
16 برای درایو E
32 برای درایو F
64 برای درایو G
128 برای درایو H
256 برای درایو I
512 برای درایوJ
1024 برای درایو K

دیگه خودت تا آخرش رو برو ...

یعنی مقدار درایو بعدی باید دو برابر مقدار درایو قبلی باشه !

برای مخفی کردن تموم درایو ها از مقدار 2000000 استفاده نمایید .

نکته : مبنای مقدار دهی ( Base ) باید Decimal باشه .

خب حالا با انجام این کار چه اتفاقی میفته ؟

از این پس اگه کسی اسم درایو مخفی رو توی Address Bar تایپ کنه و Enter بزنه ، یه پیغام ظاهر میشه که میگه دسترسی به این درایو

مقدور نیست !

نا گفته نمونه که غیر از رجیستری دو روش دیگه برای انجام این کار وجود داره که اگه کسی واقعا مشتاق بود ، ما در خدمتشیم
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 19:26  توسط مسعود  | 

ساخت وب سایتهای چند زبانه و ترجمه ی وبسایتها ی مختلف با Deskshare Site Translator 2.41

برای گشت و گذار در دنیای اینترنت و صفحات وب و استفاده از اطلاعات و محتویات آنها دانستن و تسلط نسبی بر زبان آن وب سایت یکی از مهمترین عوامل است . معمولا افراد به داسنتن نسبی زبان انگلیسی بسنده می کنند حال اینکه وب سایتهای پرمحتوای فراوانی با زبان های دیگر نیز وجود دارند , در این مواقع چه می کنید ؟ بی اعتنا به اطلاعات مفید آن وب سایت در جستجوی منبع انگلیسی زبان و یا همزبان خودتان هستید یا اینکه به دنبال راهی برای ترجمه ی متن اصلی می باشید ؟

شرکت نرم افزاری DeskShare که محصولات متفاوتی در زمینه های صوتی و تصویری و مالتی مدیا عرضه کرده است , نرم افزاری تحت عنوان Site Translator را نیز داراست که به شما امکان ترجمه ی سایتهایی با زبانهای مختلف را به یکدیگر و همچنین به وبمستر ها امکان ساخت وب سایتهای چندین زبانه را می دهد .

برخی ویژگی های کلی نرم افزار Deskshare Site Translator :

آسانی کار با نرم افزار و انجام عمل ترجمه تنها با چند کلیک ساده .

ترجمه ی مجازی و سریع هر وبسایتی که توسط زبانهای HTML, ASP, PHP, و ASP.net طراحی شده اند .

ترجمه ی زبانهایی که توسط بیش از 90% کاربراین اینترنت گفتگو می شود به یکدیگر . قادر به ترجمه ی 14 جفت زبان به شرح زیر است :

English-German

English-French

English-Spanish

English-Italian

English-Portuguese

English-Dutch

French-English

German-English

German-French

French-German

Dutch-English

Portuguese-English

Spanish-English

Italian-English

استخراج و ترجمه ی کلمات از سورس وب سایت بدون ایجاد تغییری در آن .

لیست کردن وب سایت شما بر اساس موتور های جستجویی که بر حسب زبان به جستجو می پردازند .

و .....

http://rapidshare.de/files/16839770/Deskshare.Site.Translator.2.42_.zip
پسورد : www.p30world.com
موفق باشید

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 18:21  توسط مسعود  |